وبلاگ گردشگری ایران

گردشگری استان زنجان

تبریز شهر اولین ها (تاریخچه دانشگاه تبریز)

تبریز شهر اولین ها


(اذربایجان یونور سیتیسی)


تاریخچه دانشگاه تبریز



نوشته شده توسط رضا همراز 



در این امر هیچ شکی نیست که ؛ حکومت ملی آذربایجان در طول یکسال حیات خود مصدر خدمات فرهنگی زیادی بود که دوست و دشمن به آن معترف اند. این دولت مستعجل در دوازدهم شهریور 1324 بیانیه خود را صادر و در21 آذر 1324 رسما به فعالیت پرداخته و بعد از یکسا ل با یورش وحشیانه نیروهای نظامی شاه مخلوع و به خاک و خون کشیده شدن هزاران نفر آذربایجانی ؛ سقوط کرد . در این مجال پرداختن به کارهای حکومت ملی نمی تواند عملی باشد و همان بهتر که این مهم به افراد خبره واگذار گردد . اما بی انصافی است که یکی از مهمترین اقدامات حکومت ملی آذربایجان را نادیده گرفت .به نظر راقم یکی از مهمترین کارهای انجام یافته حکومت ملی آذربایجان تاسیس دانشگاه تبریز بود که در منطقه ای به بزرگی آذربایجان بسیار جدی و ضروری می نمود . متاسفانه عده ای بی اطلاع تاریخ از چه رو تاسیس این دانشگاه را به سال 1326 دانسته و نوشته اند . حال آنکه برابر اسناد و مدارک موجود در کتابها و نیز روزنامه آذربایجان ؛ دانشگاه تبریز به موجب فرمان مورخه 9/10/ 24 حکومت ملی در سال 1325 شمسی رسما افتتاح و شروع به کار نموده است . این منطقه چون از شعور سیاسی – اجتماعی بالایی برخوردار بود گه – گاهی در دانشگاه سر و صداها و به عبارتی اعتراضاتی به رژیم می شد . گاهی شدت این اعتراضاتی به حدی می رسید كه مسئولین مملكت پا در میانی می كردند . مانند اعتراض سال 1346 كه تصمیم گرفته می شود دربهای دانشگاه بسته می شود اما همین كه شاه این گزارش گونه ها را می دید لب به اعتراض می گشود . در یكی از این گزارشها كه به توسط امیر عباس هویدا به شاه ارائه گردیده بود او سخت بر آشفته و فوق العاده عصبانی شده و گفته بود ( چطور می توان توجیه كرد دانشگاهی را كه پیشه وری تاسیس كرده است ما آنرا منحل كنیم )
جالب است که بدانیم این دانشگاه در بدو تاسیس شامل سه دانشکده بود . پزشکی که مدت تحصیل شش سال بود کشاورزی و تعلیم و تربیت ( که دارای چهار شعبه به ترتیب زیر بود 1- زبان و ادبیات 2- تاریخ و جغرافیا 3- فیزیک و ریاضیات 4- شیمی و طبیعیات که دوره تحصیل در این دانشکده 3 سال بود ) که اصطلاحا طب ؛ فلاحت و تعلیم و تربیت گفته می شد
.اولین رئیس دانشگاه تبریز نیز دکتر نصرت الله جهانشاهلو بود  که


 

 

 

 

 

 

 


                               (دکتر نصرت الله جهانشاهلو اولین رئیس دانشگاه تبریز)


اکنون نیز در حال حیات بوده و گویا در کشور آلمان به گذران زندگی مشغول است . شش ماه جهت گشایش ؛ اقدامات اولیه و تدوین کتب درسی برای دانشجویان آذربایجانی وقت صرف و در سال جدید دانشجویان با خیال آسوده و فراخ با ل به سر کلاسها رفتند . در مدت شش ماه معلمین و اساتید چندی نیز جهت تدریس در کلاسها انتخاب شده و سایر ملزومات نیز به تدریج تهیه گردیدند. استادان از پزشکان؛ دبیران با سابقه و سرشناس تبریز و مهندسین برگزیده شده بودند . تنها یک نفر استاد ریاضیات عالی از باکو استخدام شده بود . پیشه وری در رشته زبان و ادبیات و ادبیات کلاسیک تدریس می کرد . دروس در تمام کلاس ها به زبان آذربایجانی بود و درس زبان آذربایجانی برای همه رشته ها اجباری بود. استاد این درس زنده یاد گنجعلی صباحی بود که در مدیریت داخلی دانشکده هم فعالیت می کرد . اوقات درس دانشگاه از ساعت 2 تا 8 بعد از ظهر بود . به این ترتیب استادان شاغل و آن دسته از دانشجویان که شاغل بودند می توانستند به کار و درس خود برسند . برای مخارج دانشگاه حکومت ملی یک میلیون تومان پول پرداخت کرده بود.
کلنگ زنی دانشگاه در 22/3/25 اجرا گردید . در این مراسم مرحوم محمد علی صفوت تبریزی یکی از خدمت گذاران و معارف پروران آذربایجانی که خدمات فرهنگی اش اظهر من الشمس است به ایراد سخنرانی پرداخته و گفتند ؛ چند روز پیش جهت انتخاب زمین مناسب برای دانشگاه با حضور آقای پیشه وری به سوی مدخل شرقی شهر رفتیم . در مدخل شهر باغ قدیمی صاحب دیوان را دیدیم که دیوارهای ضخیم همانند قلعه ها داشت و در آن ساختمان وحشت آوری قرار داشت .
این ساختمان را برای ما زندانی بنا کرده بودند تا واردین به شهر با دیدن بنا به خود بلرزند .این مدفنی بود که برای آزادی خواهان ساخته بودند .برای بنا ی این ساختمان مبلغ 400 هزار تومان قبل از جنگ خرج کرده بودند . نصف این پول را به جیب زده و نصف دیگر را هزینه کرده بودند . خلاصه ما وارد این ساختمان شدیم .آنجا را بازدید کردیم .. آقای پیشه وری پس از ملاحظه آنجا گفت ؛ من طرفدار زندان نیستم .من طرفدار مدرسه ام . مسافری که به شهر وارد می شود نه زندان و بازداشتگاه بلکه باید مراکز علم وعرفان یعنی دارالفنون را ببیند .
در مراسم بازگشائی و افتتاح دانشگاه تبریز لیدر حکومت ملی آذربایجان میر جعفر پیشه وری از اهمیت دانشگاه صحبت و اضافه کرد که ؛ ما فرزندان دهقانان را از روستا ها به اینجا آورده و نسبت به تعلیم و تعلم آنها نهایت سعی و کوشش را خواهیم نمود . برای مخارج ابتدائی دانشگاه به جهت تامین لباس و سایرامکانات دانشجویان دو میلیون تومان و به جهت آماده سازی کلاسها 9 میلیون تومان اعتبار داده بودند .  به گزارش روزنامه وارها یت منتشره در برلین غربی ؛ پولی که حکومت ملی آذربایجان برای کمک دانشگاه اختصاص داده بود یک سوم بودجه را شامل می شد که در مقایسه با بودجه ی که رژیم شاهنشاهی برای کل آذربایجان اختصاص داده بود به مراتب بیشتر بود . دانشگاه تبریز در آن سالها به یک موسسه علمی پژوهشی و به امکانات آموزشی و رفاهی نیز تجهیز گردید . این دانشگاه ابتدا در محل دانشسرای پسران شروع به کار نموده ؛ یعد از چندین ماه نیز حکومت ملی بنای جدید دانشگاه را در محل فعلی بنیان نهاد . این بنا را در زمان رضا شاه چنانکه مذکور گردید برای تاسیس زندان به جهت زندانی کردن روشنفکران و نخبگان آذربایجان در نظر گرفته بودند که نام محل اش نیز باغ صاحب دیوان نام داشت. برای کمک به این بنا از ملت صادق آذربایجان که گاهی اوقات با توسل به زور مالیات می گرفتند چهار صد هزار تومان هم خرج کرده بودند . با دیدن این عمل زشت دست اندر کاران حکومت ملی در بنای آنجا ؛ دانشگاه تبریز را تاسیس کردند و جوانان و جویندگان علم و دانش به جای زندان به دانشگاه رهسپار شدند .
جهت تحصیل در سال 1325 برای دانشکده پزشکی 60 نفر؛ تعلیم و تربیت 120 نفر و برای دانشکده کشاورزی 60 نفر دانشجو مورد قبول واقع شده بود . دانشجویان شهرستانی از اینکه کارمند بودند یا غیر کارمند در صورتی که در تبریز مسکن نداشتند و نیز دانشجویان بی بضاعت از تسهیلات شبانه روزی از مزایای خوابگاه و رستوران (صبحانه ؛ ناهار ، شام ) رایگان نیز استفاده می کردند .  
خبرنگار روزنامه آذربایجان نیز در مرداد ماه 1325 به سراغ دکتر جهانشاهلو رئیس دانشگاه آذربایجان رفته و سوالاتی مبنی بر چگونکی تشکیل دانشگاه ؛ آشنائی با وضعیت آن و ... سوالاتی پرسیده بود . مخبر روزنامه می پرسد که برای آینده کدام دانشکده ها را در نظر گرفته اید؟ که رئیس دانشگاه وقت تبریز می گوید امسال برای ضرورت ها و احتیاجات مدنی ملتمان دانشکده های پداگوژی و طب را در نظر گرفته ایم. چرا که سلامتی و معارف جزء ضروری ترین احتیاج های ملت آذربایجان و آمال حکومت ملی آذربایجان می باشد . در سال بعد نیز دانشکده های داروسازی ؛ فنی و سایر رشته ها انشا الله دایر خواهد شد . سپس خبرنگار از استقبا ل مردم می پرسد که وی خاطر نشان می سازد ؛ از بدو تاسیس این دانشگاه چه جوانها و چه میان سالها با استقبال چشمگیر؛ ما را دلگرم کرده اند و هر روز تقاضاهایی مبنی بر ادامه تحصیل در رده های بالا به دست ما می رسد . تاسیس دانشگاه در دلهای مردم شور و شعف و شادی را به ارمغان آورده و آنها از این کار بسیار خرسند ند. چنانکه اشاره شد اسم نویسی برای سال تحصیلی جدید( اول مهر ماه 1325) آغاز و از تاریخ 10 تیر ماه لغایت 15 مرداد ماه 25 انجام گرفت . آنهایی که دیپلم ششم متوسطه داشتند ، بدون کنکور و فارغ التحصیلان پنجم متوسطه و دانشسرای مقدماتی با گذراندن کنکور پذیرفته شدند . کنکور در شهریور ماه انجام گرفت و در موعد مقررکلاسها تشکیل یافت . در خاتمه ذكر یك مطلب خالی از لطف نیست . آن هم
اسامی روسای دانشگاه تبریز از بدو تاسیس تا امروز كه به قرار زیر می باشند 1- دكتر نصرت الله جهانشاهلوی افشار 2- دكتر خانبابا بیانی ( مولف كتاب غائله آذربایجان )3- منوچهر اقبال 4- سید محمد سجادی 5- پروفسور محسن هشترودی ( فیزیكدان ؛ ریاضیدان و ادیب برجسته تبریزی )6- ناصر قلی اردلان 7 – محمد شفیع امین 8- عباسقلی گلشائیان 9- غلامعلی بازرگان دیلمقانی ( این شخص در زمان حكومت ملی آذربایجان چندین مقاله در روزنامه آذربایجان به زبان تركی نوشته كه یكی از آنها در حق مرحوم سعید سلماسی بود . ایشان همچنین چند یادداشت در مجله یادگار نیز نوشته بودند )10- سرتیپ محمد علی صفاری ( استاندار وقت سال 43 تا 46 ) 11- تقی سرلك ( استاندار وقت سال 1346) 12- هوشنگ منتصری كوهساری 13- منوچهر تسلیمی 14- علی اكبر حسن علی زاده 15 – حمید زاهدی ( مولف چندین كتاب جغرافیایی ) 16 – محمد علی فقیه 17 – دكتر منوچهر مرتضوی ( مولف كتاب زبان دیرین آذربایجان ؛ مكتب حافظ و...)18- قباد فتحی ( بار اول به عنوان سرپرست دانشگاه در سال 57 و بعدها رئیس دانشگاه )19 –حبیب الله مجیر مولوی 20 – ابوا لفتح ثقه الاسلامی ( از منسوبین شهید نیكنام ثقه الاسلام تبریزی ) 21 – حسن باروقی 22- دكتر حسین صادقی شجاع 23 – دكتر حسین سیفلو ( برگزار كننده اولین كنگره زبان تركی با حضور استاد زنده یاد دكتر سید محمد حسین شهریار؛ پروفسور حمید نطقی و ... )24 - دكتر گلابی 25- دكتر محمد حسین پور فیض 26 – دكتر دلال پور محمد 27 –دكتر سرور الدین این حکومت به هنگام به قدرت رسیدن ؛ درب های معارف و مدارس را به روی خلق آذربایجان گشود و جالب اینکه ملت نیز از این امر خیر به نحو شایسته ای استقبال کردند . البته نیاکان و پدران آذربایجانیان صد ها سال قبل طعم شیرین علم را چشیده و مراکز علمی آموزشی را در موطن خود تاسیس کرده بودند که شهرت و آوازه آنها خیلی جاها را مسخر کرده بودند . مانند مجمع ربع رشیدی ؛ رصد خانه مراغه؛ مجموعه سلطانیه ؛ بنای مجلل غازان خان بنام شنب غازان یا شام قازان و ...
 
اکنون دانشگاه تبریز با پشت سر گذاشتن بیش از 6 دهه، جز فعال ترین ؛ بزرگترین و معتبرترین دانشگاههای کشورمی باشد که سالانه هزاران دانشجو از آنجا فارغ التحصیل شده و به خدمت جامعه در می آیند .
تبریز

منابع

1- سیلاحلا اولچولن تورپاق – میانالی علیرضا – 1384- کانادا ، ونکووئر شهری ؛ صص 356-345
2- روزنامه آذربایجان- پنج شنبه دهم مرداد 1325- شماره 264 – تبریز
3- آذربایجان دمکرات – استاد بهزاد بهزادی – تهران 1384
4- روزنامه آذربایجان ،شماره 240 – چهارشنبه 12 تیر 1325 تبریز
5- یادداشتهای شخصی نگارنده
6- تاریخچه چهل ساله دانشگاه تبریز (این تاریخچه نیز گویا تاسیس دانشگاه تبریز را 1326 می نویسد. اگرچه این كتاب به نظر نگارنده نرسیده ولی از معرفی كتاب فوق در مجله آدینه شماره 23 – 22 اردی بهشت 67 سود جسته ام . همچنین اسامی چهارتن از روسای دانشگاه را نیز از آقای دكترسیروس برادران شكوهی پرسیده ام كه از ایشان نبز به جهت ارائه این نامها سپاسگزارم. )
7- در سندی كه به نظر رسیده و با امضاء دیبائیان توقیع گشته آمده است 
آقای عبدالله مجاوری ارسباران مدرسه لرینین معلمی
31/6/25 تاریخلی نامه نین جوابیندا 25/ شهریور/25 تاریخیندن همان ایین آخرینه كیمی كه اینورستیه امتحانیندا شركت اتمكدن اوتورخدمتده حاضر اولمیوبسوز حقوقلی مرخصلیك سیزین حقوقوزده منظور اولونور .
 
گفتنی است كه تاریخ امضا این سند 3/7/25 می باشد – بنگرید ؛ سیری در تاریخ آموزش و پرورش شهرستان اهر/ابوالفضل دادور ؛ تبریز 1386 ؛ نشر یاران ؛ ص315
8- مصاحبه با دكتر هوشنگ منتصری رئیس پیشین دانشگاه تبریز –مجله ی فرهنگی و هنری بخارا/شماره 21-22 –آذر و اسفند 1380/
 

در جزوه ای که به مناسبت هشتمین سال تاسیس دانشگاه تبریز چاپ و نشر گردیده ؛ سال 1333 به عنوان هشتمین سال تاسیس دانشگاه قید گردیده . در صفحه 42 همان کتاب موضوعی نوشته شده که جالب است . این موضوع گزارشی است از شاه وقت ؛ محمد رضا پهلوی که چنین نوشته :

پس از عرض گزارش اعلیحضرت همایون شاهنشاهی فرمودند : در سال 1325 فرصتی حاصل شد که از دانشگاه تبریز دیدن کنم و آنروز فکر ایجاد تاسیسات لازم برای داشتن یک دانشگاه کامل در هر رشته پیدا نشد ...

 

[ شنبه 1390/04/25 ] [ 16:42 ] [ فرج الله داودی ] [ ]
نگاهي به تاريخچه ي آموزش و پرورش جديد در زنجان

هفته نامه پيام زنجان سال بيستم شماره 626 تاريخ 22/10 /86.

    

نگاهي به تاريخچه ي آموزش و پرورش جديد در زنجان . 


      فرج الله داودي.


هر گاه سخن از ميراث فرهنگي به ميان مي ايد اذهان عمومي به سوي برج و باروهاي سنگي ، اجري و خشتي مي رود و نگاه ها بسوي نشانه هاي خاكي و زيرخاكي معطوف مي گردد. به ندرت اتفاق مي افتد كه سري هم به گنج هايي زده شود كه در بايگاني هاي رسمي و غير رسمي وجود انها حك شده است و در حول و حوش فرهنگ عامه و يا ادبيات مكتوب مي باشد.

اگر تمام اين اماكن با سكوت تاريخي خود سخن از زندگي پيشينيان مي گويند ولي بايد توجه داشت فرهنگ وهنر جاري در سينه گذشتگان و ادبيات جاري در سينه تاريخ باعث وباني بوجود امدن اين هويت هاي تاريخي و جغرافيايي بوده اند.

سعي در انتشار علوم و معارف جديد در ايران و زنجان و اصلاحات فرهنگي و توجه به امر اموزش و پرورش در سطوح مختلف تحصيلي از ويژگي هاي دوران قبل و بعد از جنبش مشروطيت مي باشد كه بعد از مشروطه افزايش مي يابد. اگر چه بر اثر بي قيدي و عدم توجه حاكمان و شاهان قجري به اين امر مهم چنان محدود بود كه ساليان دراز كساني كه به تربيت فرزندان خود علاقه داشتند انان را به مدارسي كه دولت هاي خارجي در شهر هاي مختلف داير كرده بودند مي فرستادند. در لين مدارس احساسات ملي و مذهبي در جوانان تقويت نمي شد و معلمين مربوطه هر كشور سعي در انتشار فرهنگ خاص خودشان را داشتند.

پيش از خلع يد از سلسله قاجاريه و تشكيل حكومت رضا خان ، همان تعداد كم مدارس هم منحصر به شهرهاي بزرگ بودو نو آموزان در شهرهاي كوچك و روستاها ناگزير به تحصيل در مكتب خانه ها بودند.

همزمان با جنبش مشروطيت و اندكي قبل از ان ، تاسيسات فرهنگي جديدي به سبك وسياق تازه داير شد و تعليم دانش اموزان بنابر مقتضيات روزرواج يافت. پيداست كه مراكز فرهنگي مزبور به گستردگي فرهنگ امروزي نبود. تعداد افراد با سواد كم بود و انها هم افرادي بودند كه در مساجد و تكايا و مكتب خانه ها زير دست ملا باجي ها و آقا ميرزا هاي هر محل كوره سوادي اموخته و خواندن و نوشتن را به زحمت فرا مي گرفتند. اين افراد با سواد در محل هاي مربوطه با استفاده ازتدريس عده اي شيوخ و مكتب دار شروع به سواد اموزي مي كردند. عم جزو(عمه چركه ) ، مشق و قرائت قران و موش و گربه ي عبيد زا كاني ابتداي مرحله دانش اموزي بود.تعليمات استاد با گوشمالي هاي زياد همچون چوب فلك و مداد و قلم و ني لاي انگشتان و غيره هضم مي گرديد. استاد به تنهايي مدير و ناظم و معلم بود و صداهاي مخالف را با تركه اي دراز از درخت البالو راست وريست ميكرد. در پذيرفتن شاگرد رعايت سن مطرح نبود ، شاگرد 4 ساله با محصل 12 ساله زانو به زانوي يك ديگر روي فرش ، حصير ، تشكچه و نمد نشسته و گفته ها ي استاد را دست جمعي خوانده و به ذهن مي سپردند.

شاگردان مزاحم ، انهائي كه والدينشان انها رااز سر،باز مي كردند و تحويل مكتب خانه مي شدند ، چون چيزي از مطالب استاد به مغزشان نميرفت همچنان كور ذهن مي ماندند. سوادي كه به اين طريق عايد شاگرد مي شد او را قادر مي ساخت طوطي وار بخواند ، مشقي نوشته وعم جزو را حفظ كنند. لا كن اشراف شهر و تجار بزرگ كه بنييه ي مالي داشتند جهت تعليم فرزندان خود استاد سر خانه مي اوردند و يا ان ها را به خارج مي فرستادند.

طيفي ديگر از دانش اموزان طلاب علوم ديني بودند كه به ياد گيري فقه و اصول و منطق و حكمت مشغول بودند. جماعت طلبه كه بيشتر معمم بودند به دليل سهيم بودن از محل وجوح خيريه و اوقاف مضيقه ي مالي كمتري داشتند. در داخل حوزه هاي علميه حجره هايي بوده كه براي طلاب هم خواب گاه بوده و هم اشپزخانه وهم جاي مطالعه شان بوده است در ساعات اوليه هر روز در مدرسه مربوطه در حظور اساديد خارج كه بيشتر پيش نماز يا واعظ يا فيلسوف بودن حظور يافته و در ساير اوقات مطالعه و يا بحثهاي طلبگي مي نمودند. كساني كه امادگي بيشتري داشتند و داراي امكانات مالي خوبي بودند اهنگ سفر به عتبات عاليه كرده و در حظور مراجع تقليداعلم و دانشمند شروع به تكميل علم وفضل خود ميكردند و تا بعد از نيل به رتبه ي اجتهادو علوم مذهبي به ديارشان بر مي گشتند.

مكتب خانه هاي قديمي كار اموزش نونهالان و نوجوانان را قبل از ايجاد مدارس نوين بر عهده داشتند. مكتب داري شغل غير رسمي و مترادف با اموزگاري بوده است. مكتب خانه ها در اكثر شهرها و روستاهاي ولايت خمسه دائر بوده و شايد نسل كنوني از كم و كيف ان بي اطلاع باشد. شهر زنجان بنابر قدمت و سابقه ي مذهبي و علمي خود در گوشه و اطراف خود داراي مكتب خانه هاي متعدد بوده است. مكتب دار را ميرزا ، ملا ، اقا و اديب مي گفتند. كودكان از چهار يا پنج سالگي به مكتب ميرفتند. به دليل نبود سيستم لوله كشي دانش اموزان با خود كوزه اي سفالي (سبو) پراز اب به مكتب خانه مي بردند كه به دليل نبود برق اكثرا جاهايي تاريك و نمناك بوده است. در مكتب خانه هاي قديمي سيستم اموزش بر پايه ي حفظ دروس بوده و به يادگيري مفهوم دروس توجه ان چناني نمي شده است. برنامه تدريس و يادگيري از الفبا شروع مي شده وسپس با قرائت عم جزوو قران و حفظ ان تداوم ميافت. ذهن ها انباشته از تعليمات سنتي ، اخلاقيات توصيه اي و گاه باور هاي خرافي بود. مطالب كتب مختلف مانند كلثوم ننه ، تنبيه الغافلين ، حليه المتقين ، موش و گربه عبيد زا كاني مورد مطالعه قرار مي گرفت

و در بهترين صورت گاهي علم حساب هم تدريس مي شد و يا گلستان و بوستان سعدي هم مورد استفاده قرار ميگرفت. شيوه يادگيري از روي متن واحدي نبوده بلكه با توصيه ي پدران و مادران از كتب مختلف به اطفال اموزش داده مي شد. در مكتب خانه هاي قديمي در روستاهاي زنجان ميرزاهايي بودندكه با گرفتن قرص ناني ويا هيزم ويا مواد سوختي و خوراكي مبادرت به تعليم كودكان مي كردند و بعد از ختم قران ، دسته جمعي افراد مكتب خانه به همراه آميرزا يا ملاباجي به سوي منزل ختم كننده قران رهسپار مي شدندوهر يك از انها به همراه مكتب دارهديه اي از پدر و مادر ختم كننده قران مي گرفتند(به اين مراسم سنتي در زبان محلي قران چيخما مي گفتند.      

پس از دوره مكتب خانه و ختم قرآن ، كساني كه توان مالي داشته و علاقمند بودند وارد مدارس علوم ديني مي شدند و توسط روحانيون شروع به يادگيري دروس حوزوي ميكردند و در نهايت به عنوان يك عالم و دانشمند مذهبي وارد جامعه مي شدند. شهر زنجان از اين حيث جزو برترين ها محسوب مي شده است و بعد از شهرهاي قم و مشهد سومين شهري بوده است كه بيشترين افراد روحاني و مجتهد درجه يك و دانشمند را در خود داشته است. از جمله افرادي كه در زنجان داراي مدارس و حوزه هاي علوم ديني پر بار بودند ميتوان به ملا علي قارپوز ابادي ، اخوند ملا قربان علي (حجت الاسلام ) ، سيد محمد مجتهد ، حاج ميرزا ابولقاسم موسوي(ميرزايي ) ، ميرزا ابوالمكارم ، حاج ميرزا مهدي ، حاج شيخ فياض ( پدر تقي شريعتي ) و... اشاره كرد.

 با نفوذ فرهنگ نوين در شهر هاي ايران مدارس جديدي تاسيس ميشود. پيدايش مدارس نوين در ابتداي كار توآم با اشكالات متعدد بوده و كار شكني و مقاومت هايي در اين مورد صورت مي گيرد، چرا كه عاملا افكار نو معمولا مواجه با افكار قديمي شده است. در همين راستا در شهر زنجان تلاش هايي از سوي برخي افراد در جهت تاسيس مدارس نيمه مكتبي و نيمه مدرسه اي به عمل مي ايد كه من حيث المجموع توام با موفقيت نبوده و با اجير شدن الوات و افراد ظاهر بين با شكست مواجه مي شود. در ان برهه كسي جرئت اسم بردن از مدارس جديد را نداشته و بر خي مكتب داران با تبليغات خود سعي مي كردند پيدايش مدارس جديد را مساوي با تضعيف مظهب اسلام و ترويج دين جهود قلمداد كنند.

فعاليت براي ايجاد مدارس جديد در زنجان به زمان سلطنت مظفر الدين شاه و پي ريزي انقلاب مشروطيت بر مي گردد كه حاكم زنجان (وزير همايون كاشاني) صد و يكسال پيش به كمك محمد علي فره وشي (مترجم همايون ) كه از طرف انجمن معارف ازتهران با يك گاري پستي جهت تاسيس مدرسه در زنجان به اين شهر اعضام شده بود شتافت. فره وشي به سال 1285 ش (1321ق ) مدرسه اي به سبك مدرن در قسمتي از فرمانداري (دارا الحكومه ) داير نمود و بدين مناسبت مترجم همايون را ميتوان بنيان گذار اولين مدرسه جديد در زنجان قلمداد كرد كه بيشتر فرزندان مقامات و اعيان و اشراف شهر در اين مدرسه جديد همايوني به تحصيل مشغول بودند. هيئت علمي مدرسه شامل مدير ، ناظم ، معلم ، و حساب دار بوده و بيشتر مدرسان و معلمان از طلاب زنجان بودند كه با روش هاي جديد و نو تدريس مي كردند. پس از سه سال يعني در سال 1324ه – ق وزير همايون رفت و به جاي او جلال الدوله امدو بعد از او سعد السلطنه حاكم زنجان شد كه در بحبوحه ي مشروطيت در زنجان توسط ياران ملا قربان علي مضروب و عاقبت كشته شد. مدرسه يكسال پس از رفتن وزير همايون داير بود و بعد منحل گرديد.

در سال 1327ه- ق ميرزا احمد زنجاني مدرسه اي داير نمود. درسال 1329ه- ق شيخ يوسف علايي با همكاري وزير اكرم (حاكم زنجان) درتكيه عباس قلي خان مدرسه ي محمديه را تاسيس كرد كه با مخالفت كج انديشان مواجه شد و افرادي با ورود به مدرسه ميز و نيمكت ها را شكسته و ايجاد مزاحمت كردند. شيخ ابراهيم تهذيبي دبستان تهذيب را و شيخ اسحاق صائيني دبستان اسلاميه را و سيد مقتدا صارمي دبستان ملي سعادت را و ميرزا محمود دبستان محموديه را و ميرزا ابو طالب مدرسه ي طالبيه را و شيخ منصور محا وره اي مدرسه ي علميه را تاسيس كردندو در سال 1335 ه- ق مترجم همايون دوباره به زنجان امد و با كمك ميرزا حسين خان اميد و ديگران مدرسه ي اسعديه را تاسيس كرد. (به روايتي بعد از تعطيلي مدرسه همايونيه هفت سال بعد يعني سال 1292 شمسي سردار اسعدوالدوله ذولفقاري حاكم زنجان يكي از خانه هاي قديمي خود رابه مدرسه ي اسعديه اختصاص داد كه تا جنگ جهاني اول داير بوده است و با امدن روس ها و اشغال شهر زنجان اين مدرسه هم تعطيل مي گردد). همه ي مدارس نيمه قديم و نيمه جديد بودند. در سال 1297 ه- ش دبستان دولتي نمره يك و سال بعد دبستان نمره دو تاسيس گرديد و در سال 1299 ه- ش دبستان توفيق با سرمايه ي چند نفر و با همكاري و مديريت ميرزا علي اكبر خان توفيقي راه اندازي شد.

يكي از مراكز فرهنگي شهر زنجان كه همواره بار عظيم آموزش فرهنگ و ادب شهر را در يكصد سال اخير بر دوش كشيده است مدرسه قديمي توفيق در حوالي كوچه ي ماليه مي باشد كه برگ هايي از تاريخ معاصر زنجان و ادبيات شفاهي و مكتوب اين ديار را به خود اختصاص داده است. اين مدرسه از ابتداي شروع به كار مجموعه اي از انسان هاي فرهنگ دوست و فرهنگ ساز را گرد هم آورده و به عنوان قديمي ترين مدرسه شهر هنوز هم پا بر جا بوده و به عنوان شناسنامه تمام مدارس زنجان تلقي ميگردد.




مدرسه ی توفيق حدود سال هاي 35-34

نفرات نشسته روي صندلي از راست :آقايان شناخته نشد،‌مرحوم باقر احديان،‌مرحوم حاج صادق قائمي،‌مرحوم هادي قائمي و مرحوم عبدالمجيد قائمي و شناخته نشد. نفر دوم از چپ آقای ارغواني(بردار زاده مرحوم حاج علی اکبر توفيقي)

 (عکس از ارشیو اقای عبدالعزیز قائمی)


مدرسه توفيق به صاحب امتيازي حاج علي اكبر توفيقي (اولين رئيس بلديه زنجان ) و با هم فكري مجموعه اي از بزرگان و فرهنگيان شهر در يكي از محلات قديمي و اعيان نشين شهر زنجان يعني سر چشمه در سال 1299 شمسي طراحي و تاسيس گرديد. به طوري كه عمارتي از ميرزا محمود خطيبي خريداري شده و با چاپ اوراق اعانه كه توسط افراد شهر بنا بر وسع مالي خريداري گرديد و رسما كار افتتاح مدرسه صورت گرفته و داير مي شود. به دليل نگرفتن شهريه از طبقات ضعيف شهر محصلين زيادي در اين مدرسه مشغول بودند. در فرهنگ نامه شادروان محمد رضا روحاني امده است كه دبستان توفيق با سرمايه مرحوم حسين رهبري ( رئيس ثبت اسناد زنجان ) حاج اسماعيل امين التجار ، مظفر السلطنه ، محمود خطيبي ، سيد علي اصغرترابي ، حسين زندي ، رضا باكو چي ، حسين علي صديقيان ، حاج اشرف همايوني ، حاج مشهود رهنما ، وبا شراكت و مديريت مرحوم توفيقي در محل فعلي مدرسه تاسيس مي گردد.





در ان روزگار افتتاح اين مدرسه كه در زمان رياست مترجم همايون فره وشي بر اداره فرهنگ زنجان (1295تا 1301شمسي) صورت گرفت يك كار عظيم فرهنگي محسوب مي شد كه با مشاركت اولين گروه خيرين مدرسه ساز به سامان رسيد. و در اين راه بايد به خدمات مرحوم استاد رضا روزبه زنجاني يكي از مفاخر و از چهره هاي ماندگار شهر زنجان هم اشاره كردكه مدتي معاونت و مديريت مدرسه را به عهده داشته است.

مدرسه توفيق در ان زمان فقط دوره تحصيلات ابتدايي را تشكيل مي داده و محصلين تا كلاس ششم ابتدايي به تحصيل مي پرداخته اند كه در زمان خودش خيلي بوده است و مشق نوشتن زير روشنايي چراغ لامپا و گرد سوز با خود نويس هاي سناتوري و با قلم فرانسه و دود چراغ خوردن بسيار سخت به نظر مي رسيده است.

حضور اساتيد و فرهنگيان نام اور بعدي در مدرسه توفيق يك مجموعه پر عاطفه و پر جاذبه را تشكيل مي داده است. اسامي افرادي هم چون برادران قائمي ، حاج ابوالفضل همايوني ، حاج نوروز تفويضي ، دكتر فقاهتي ، مرحوم شكوهي ، علي اصغر دانشور ، دكتر ثبوتي ، محمد خلخالي و ديگران را ميتوان در اين مجموعه ي نقش آفرين مشاهده كرد. بيشتر زنجاني ها فرزندان خود را جهت تحصيل به اين مدرسه مي فرستادند و امروزه همه ي انها از يلان و نام اوران حيطه ي علم و فرهنگ و ادب محسوب مي شوند. قديميترين مدرسه شهر ميزبان تحصيل بزرگان فعلي  زنجان بوده و ازاين بابت همواره به خود باليده است. در فرهنگ نامه زنجان تاليف شادروان روحاني امده است كه : در هنگام اولين مسافرت پهلوي اول به اذربايجان و زنجان ، مرحوم ميرزا علي اكبر خان توفيقي در ضمن انجام مراسم استقبال از موكب شاهانه كه توسط محصلين دبستان و در حضور بزرگان شهر به عمل امد كمبودها و نقيصه هاي دبستان توفيق را به رضا شاه معروض مي دارد و در نتيجه به دستور پهلوي اول وزارت معارف واوقاف و صنايع مستظرفه اقايان رضوي ، دبير سياقي و مهبد را به سمت معلمي دبستان توفيق از پايتخت به زنجان اعزام مي دارد . لازم به ذكر است كه مدرسه توفيق كه در مركز بافت تاريخي شهر به فعاليت مشغول بود بعدها تا مرز تبديل به دبيرستان پيش رفت.

اگر چه مدارس زنجان بعد از تاسيس مدرسه توفيق به پنج يا شش عدد مي رسيد ولي مكتب خانه هايي در شهر كماكان به فعاليت مشغول بودند و در منازل به كار مكتب داري ادامه ميدادند كه البته بعد ها با دستور حكومت پهلوي اول داراي ضوابطي شدند.

در سال 1300شمسي خانمي به نام عاليه سنجيده اولين دبستان ملي به نام بنات كه بعدا به نام دبستان نسوان تغيير نام يافت تاسيس كرد. در سال 1304 اقاي                                                                       سيد مقتدا صارمي دبستان و دبيرستان ملي سعادت را با مديريت خود تاسيس نمود تا سال 1305ه- ش مدارس زنجان شامل چهار مدرسه غير انتفاعي (ملي ) به نام هاي سعيديه (سعد الكمال ) توفيق (توفيقي ) علميه (شيخ منصورمحاوره اي ) سعادت (صارمي ) و يك دبستان دخترانه و دو دبستان دولتي بوده است و تعداد كل دانش اموزان بيش از چند صد نفر نبوده است ولي تعداد طلاب ديني چشم گير بوده است.

با بر چيده شدن نصفه و نيمه ي مكتب خانه هاي قديمي در زنجان و جاي گزيني مدارس جديد از سال 1300شمسي وزارت قرهنگ و معارف مدرسيني از تهران براي تدريس در مدارس جديد اعزام  نمود.

با تشكيل اداره فرهنگ در دهه اول 1300شمسي فعالان فرهنگي شهر زنجان بيش از پيش به اينده اميدوارشدند و با وجود اين كه اداره فرهنگ زنجان به رياست حسن رهبري توسعه ي چنداني نداشته و تعدادي كارمند كل پرسنل اين اداره را تشكيل مي دادند با اين وصف افق جديدي در حوزه ي فرهنگ و ادبيات زنجان مشاهده مي شود.

 

در سال 1311ش- كلاس هاي متوسطه ي دبستان سعادت و توفيق با هم متحد شده و

 دبيرستان ملي اتحاديه به مديريت اقاي صارمي تشكيل مي شود كه بعدها اسم دبيرستان را پهلوي گذاشتند و درسال 1312ش- به دولت وا گذار كردند.به جهت ان كه اين دبيرستان محل مشخصي نداشت لذا در خرداد ماه 1313ش- محلي در شمال شهر يعني مكان فعلي كه ان زمان قبرستان متروكي در دروازه رشت بوده است انتخاب مي گردد و در سال 1315شمسي كار ساختماني محل فوق پايان مي يابد و دانش اموزان دبيرستان اتحاديه و غيره به دبيرستان تازه تاسيس پهلوي( شريعتي فعلي ) نقل مكان مي كنند و اقاي حسين علي اكبري نيا به عنوان رئيس معارف و مدير دبيرستان انتخاب مي گردد و به اين ترتيب اولين دبيرستان شناسنامه دار زنجان وارد حوزه ي اموزش و پرورش شهر زنجان مي شود. پس از اقاي اكبري نيا اقاي جواد رهنما و سپس ابو جعفر امام از سال 1320 به كفالت دبيرستان انتخاب شدند. اين مكان و عمارت تاريخي كه نزديك به هشت دهه از عمر ان سپري ميشود و در گذشته بصورت باغي زيبا جلوه مي نمود تاريخ پر فراز و نشيبي به خصوص در دوران جنگ دوم جهاني و اشغال شهر زنجان توسط قشون سرخ شوروي و همچنين در دوران حكومت يك ساله فرقه دمكرات كميته ولايتي خمسه به حاكميت غلام يحيي دانشيان داشته است به طوري كه اقاي ابو جعفر امام مجبور به استعفاء از رياست دبيرستان (پهلوي – دارايي- شريعتي) مي شود. ولي بعد از شكست حكومت دمكرات ها به رهبري سيد جعفر پيشه وري ، اقاي امام دوباره به عنوان رئيس دبيرستان تا سال 1344انتخاب مي شود.

دبيرستان پهلوي محل تحصيل و تدريس گروه بي شماري از بزرگان و اساتيد شهر زنجان بوده و در حال حاضر به نوعي سجل و احوال فرهنگ و ادبيات و هنراين ديار كهن محسوب مي گردد.





لازم به ذكر است كه اولين دبيرستان دخترانه در سال 1314شمسي در خيابان طالقاني (ذولفقاري سابق)  به نام آزرم در شهر زنجان بنيان گذاري مي گرددكه محل تحصيل بسياري از خانم هاي زنجاني بوده است و همچنين در سال 1332شمسي دبيرستان امير كبير و در سال 1335شمسي دبيرستان صدر جهان (منتطري) و سپس دبيرستان شرف تاسيس مي شوند.      

 

[ شنبه 1390/04/18 ] [ 0:0 ] [ فرج الله داودی ] [ ]