X
تبلیغات
وبلاگ گردشگری ایران - ظهور و سقوط فرقه دمکرات اذربایجان (زنجان - خمسه) قسمت سوم

وبلاگ گردشگری ایران

گردشگری استان زنجان

ظهور و سقوط فرقه دمکرات اذربایجان (زنجان - خمسه) قسمت سوم

ظهور و سقوط فرقه دمکرات اذربایجان (زنجان - خمسه)


قسمت سوم 


                                                                                                           فرج الله داودی


 

استقرارحکومت فرقه دمکرات در ولایت خمسه:



با شروع  به کارحکومت فرقه در زنجان ، سران کمیته ولایتی  برای اجرایی شدن پروژه ها و تئوری های خود که شتاب زدگی در ان موج می زد ، به دستور سران و موسسان فرقه دمکرات اذربایجان ، تقسیم زمین های دولتی و مصادره اراضی ملاکین فراری و اجرای قانون جدید تجارت و استفاده از زبان مادری را درمدارس وادارات را درراس برنامه های خود قرارداده و در زمینه تغییرات در حوزه ی محلی از قبیل تعیین روسای ادارات و مراکز انتظامی و سرپرستی جدید مراکز تولید و... دست به کار شدند ..... وبرای اولین بار در طول تاریخ معاصر زنجان افرادی ازطبقات فرودست جامعه ، درراس اموروارکان ودوائر دولتی زنجان قرار گرفتند!!!

دموکرات‌ها برای تحکیم مبانی حزبی و تغییر دیدگاه‌های مردم زنجان نسبت به فرقه، تلاش‌های گسترده‌ای را در زمینه‌های فرهنگی انجام می‌دادند؛ تشکیل خانه مدیریت (فرهنگسرا) که در واقع مرکز تجمع هنرمندان، صاحبان ذوق و اصحاب شعر و موسیقی، تئاتر، نقاشی و... در خانه مسکونی محمد ذوالفقاری (عظام السلطنه) در خیابان ذوالفقاری (طالقانی فعلی) از آن جمله بود: «شاعرلر مجلسی»، «کلوپ تئاتر و نمایش» و «کلوپ موسیقی» کارآمدترین فعالیت‌ها را داشتند.

در این مجلس شعر ( مدنیت ائوی ) که ریاست ان برعهده امیرخسرو دارایی بود ((.....وایشان دررویدادهای دمکرات ها(نهضت پیشه وری 1324)شرکت فعال جسته، ریاست انجمن روابط فرهنگی اذربایجان و شوروی (وکس) شعبه زنجان رابه عهده داشتند وبعدازشکست جریان دمکرات ها،دربخش شمال غربی کشوردستگیروبه مدت 3سال در زندان قزل قلعه تهران زندانی می شود ......)) چند تن از شاعران زنجان خوش درخشیدند؛ مرحوم محمدرضا روحانی با اشعار سراسر طنزش، مرحوم حاج‌ اکبر زعفرانی با تسلطی که به زبان ترکی داشت، استاد صنعتی، دکترابوالفتح حکیمیان (عضوهیئت نویسندگان نشریه اذر) ، کریم زعفری ، ازاده دارایی و بانو حکیمه بلوری از دیگر شاعران و ادیبان آن‌زمان شهر زنجان بودند که در این انجمن فعالیت کردند.

..... با شروع این دگرگونی ها درارکان حکومت جدید ، افرادی که وابستگی تشکیلاتی به فرقه زنجان داشتند ، دست به اقداماتی از قبیل بازداشت خودسرانه افراد مشکوک و اشراف ، انتقام گیری و تصفیه حساب های کهنه ، ورود غیر قانونی به منازل و اعمال وحرکاتی از این قبیل دست زدند وبه نوعی با ازار رساندن به یقه سفیدها وبا چپ رویهای کودکانه واینکه پوشیدن لباس وکفش نووداشتن ظاهری اراسته ، نمادی از افکار سرمایه داری می باشد!!طیفی از مردم زنجان را بیش ار پیش نسبت به خودوافکار دموکراتیک واصلاح طلبانه وارکان ومجموعه حکومتی نوین! بدبین کردند.

 مردم محتا ط و دور اندیش شهر و حومه ، در مقابل این موج و فوج سیاسی نوین در ولایت خمسه ، مواضع متفا وتی داشته و اکثریت منتظر دقیقه 90 بازی بودند که ببینند ایا فرقه به حاکمیت مطلق می رسد یا نه؟ تکلیف انها بعد از خروج روس ها چه می شود؟ ایا مورد حمله دولت مرکزی قرار می گیرند؟ نتیجه مبارزات چریکی مخالفین فرقه در باختر زنجان چه می شود!!!؟  دلیل رفتارمبتنی بربی تفاوتی و مه ننه وسه ننه بودن مردم زنجان درمواجهه بانیروهای فرقه چی وپس ازان نیروهای دولت مرکزی دران است که این مورد رفتاری ازنصب تابلوهای دوطرفه ایکه پس ازسقوط دمکراتها درزنجان نصب شده بود قابل فهم است ...... دریک طرف تابلو مثلا به فارسی نوشته شده بود دوزندگی – ودرطرف دیگرتابلو برای خوشایند فرقه چیان کلمه تیکیجی (خیاط) درج شده بود !!!

در برسی لایه های مختلف جامعه ی ان روز ، باید گفت که جامعه و مردم ، امادگی پذیرش قوانین فرقه را نداشتند و شرایط ، اجازه تاسیس سیستمی غیر از فئودالیسم را نمی داد. بیشتر رعیتها و دهقانها ، خوانین را دوست داشتند و در جریان تقسیم اراضی توسط فرقه و پخش غله ی ملاکین فراری از انبارهای مصادره ای میان روستائیان ولایت خمسه زنجان ، از پذیرش انها به عنوان این که حرام است  امتنا ع می کردند !! (91) بیشتر مردم خان طلب دهات، موقع معرفی خود شان به مخا طب می گفتند: من رعیت فلان ارباب یا فلان اقا هستم وهر چه اربابانشان بیشتر صاحب قدرت وزمین وکلاه کج و قلچماق وسوار وتفنگچی بودند ، روستائیان بیشتر ، فخر ومباهات می کردند!!

در 22 اذر1324نخست وزیر حکومت خود مختار اذربایجان (پیشه وری ) با جهانشاهلو تماس می گیرد و قول ارسال اسلحه و پول را به زنجان می دهد و به او اعلا م می دارد که شما به سمت معاون نخست وزیر انتخاب شده و باید به تبر یز بیایید .(92) این در شرایطی بود که فرقه چی ها و کارکنا ن  حکومت در زنجان ، هیزم برای بخاری درمحل خدمت خود نداشتند!(93) جهانشاهلو (رئیس انقلابیون زنجان ) در جمع خبرنگاران داخلی در زنجان اعلا م می کند که: برای استخلا ص ملت ایران و حفظ تمامیت اراضی کشور قیام کرده ایم و تا ایرانی ها از زیر فشار یک مشت جانی خلا ص نشو ند!! اسلحه بر زمین نخواهیم گذاشت .(94) 







سیدجعفر پیشه وری (باش وزیر حکومت خودمختاراذربایجان)

....... نیروهای فرقه دمکرات ناحیه زنجان در بر خورد با تفنگ داران ذوالفقاری ودیگرملاکین دولتخواه وهمچنین عده ای از افسران اعزامی از تهران که وظیفه اموزش چریکهای وابسته به خوانین را برعهده داشتند ، توان لازم را نداشتند که این امر در منطقه ای به وسعت خمسه وبا وجود هزارواندی روستا وابادی ، کاری نشدنی بود . با اشاره ی سران حکومت اذر بایجان ، تعدادی از افسران فراری شاه (نظامیان توده ای) از قبیل سروان  حسن نظری ،سروان سید یوسف مرتضوی و سرهنگ  عبد الرضااذر ، با کامیو نهای شوروی ما مور وارد کردن سلاح به میا نه و زنجان شده و کار اموزش مهاجرین وکارگران فدایی را بر عهده گر فتند (95) واین میلیشیاهای  شورشی را از حالت انارشیستی و پراکند گی خارج و به صورت یک ارتش پار تیزانی دهقانی سازمان دهی کرده و انها را فدائیان دولت خود مختاریت نام نهادند که لباس فرم نداشتند ودربیشتر عملیات نظامی به عنوان گروه پیشتا زعمل می نمودند!!.

....... فدائیان حکومت اذربایجان خمسه (گارد ملی) یک نیروی نظامی ویژه مستقل از ارتش خلقی توده ای حکومت خودمختار بود که با هدف حفظ حراست از مرزهای دولت محلی خودگردان اذربایجان خمسه و مبارزه با خوانین و عشایر دولتخواه مرکزی و جلوگیری از تحریک و توطئه و خرابکاری در موسسات دولتی و مراکز عمومی و جلوگیری از رسوخ عناصر فرصت طلب و ضد انقلاب در داخل صفوف مردم و ........که مقدمات کار از همان اوایل اشغال شهرها و اماکن و ادارات دولتی تهیه شده بود پایه گذاری گردیده بود.......




قشون ملی دولت خودمختاریت اذربایجان موسوم به فدائیان


در ادامه این روند بهینه سازی قوای حربی فرقه دمکرات ، غلام یحیی دانشیان این شبه نظامیان فدایی وسربازان محلی را همراه با نیروی قزلباش (سربازان وظیفه) سروسامان داد و قشون ملی (خلق قشونلاری) شکل سازمانی ورسمی به خود گرفت وگردان 4 از سپاه فوق ، به فرماندهی سرهنگ قاضی اسدالهی (عضوسازمان نظامی حزب توده ایران) در زنجان سا زماندهی گردید.(96) ...... با این تفاسیر کماکا ن قوای فدائیان دولت خودمختارمحلی به عنوان  نیروی یگان ویژه ، نقش اول در عملیا ت نظامی برعلیه فئودالها ودهقانان مسلح وابسته به انها رادرمناطق مختلف خمسه زنجان بر عهده داشتند.


شروع جنگ های محلی درولایت خمسه:


دو ماه بعد از سقوط زنجان ، جنگهای داخلی و محلی در جنوب و جنوب غربی زنجان شروع شد و فرقه دمکرات  باید با مبارزان محلی و ملا کینی که 6-7 خانواده اصیل وریشه دار بودند و این فرقه ی کوچک نوبنیاد را در تنگنا قرار داده بودند مبارزه می کرد .

تفنگ داران محلی (هواداران رژیم شاه) علاوه بر تعدادی از نظامیان اعزامی از تهران ( رئيس ستاد ارتش ایران سرلشكر ارفع  ، سروان بختيار و سرهنگ نصرت‌الله بايندر و سرهنگ افشار طوس و ستوان‌ها  [ستوان يكم‌ها] سلامي و اردلان و اشرفي و طباطبايي وكيلي را با اسلحه و مهمات از راه همدان و بيجار به نزد عشاير دولتخواه خمسه زنجان فرستاد) گروهی از رعیتها و جوانان شهری و دهستانهای نزدیک زنجان بودند که تا بیجار و همدان در مقابل فدائیان صف ارایی کرده بودند . از اظهارات آن عده از افراد ذوالفقاری که آن روزها را به چشم خود دیده‌اند چنین برمی‌آید که افراد وابسته به این گروه بیشتر از روستاهای قلتوق، شهرک نصیرآباد، خاتون‌کندی، گوجاقیه و بیت‌گنه به حمله و گریز اقدام می‌کردند، درحالی‌که فداییان بیشتر اوقات در روستاهای زرین‌آباد ، دیچ ، تله‌ گرد ، اوزان و... به عملیات جنگی و سنگربندی و حمله مشغول بودند.



 

نجفقلی پسیان می نویسد : در فاصله یک سال حکومت دمکراتها ،عده ای از اهالی محلی و خوانین خمسه وخرقان از جمله : محمود ذوالفقاری و برادران ،علی یارخان سعیدی ، محمدحسن خان امیر افشار ، هدایت اله خان یمینی ، یداله خان بیگدلو (اسلحه دار باشی ) ، نصرت خان مقدم ، فتح اله خان اوریادی ، خانباباخان اوریادی و عزت بیگ اوریادی ، جنگ مسلحانه را بر علیه فرقه دمکرات شروع کردند .غیراز نیروی چریکی 500 نفره ذوالفقاری (او در کمتر از شش ماه توانست جوانان و افراد روستاهای قلتوق، سیدآباد و بسیاری از آبادی‌های جنوب زنجان را جذب قشون خود کند. از شهر زنجان نیز نزدیک به 80 نفر به عضویت سپاه سولطان محمودخان ذوالفقاری درآمدند که از جمله آنان می‌توان رضا عمرانی ، احمد بابایی ، مجید بهادری ، حاج ‌فریدون تیرچی، امیرخان پیرسقائی ، اشرف نجاری ، فرج فخار، تقی شریعتی ، بالا یدالله خان وبویوک یدالله خان خاتمی ،علی اوسط بیستونی ،حاجی نقی مقدادی تیرچی ،جبارگیلک ،حسن پرستار، شعبان شب خیز، نقی بنایی ،عبدالله صوفی ، رجب مهاجری ،رحیم بیات ، هدایت الله خاتمی ، حسین علی‌آبادی و سیدعبدالله موسوی و...... را نام برد که این آخری به‌عنوان پرچمدار قشون ذوالفقاری، سوار بر اسب در جلوی قشون پرچم سه رنگ منقوش به عبارت «لا‌اله الا‌الله» را بر دست داشت.

 

 

 

فرج الله فخاری

 




 سایردسته های پارتیزانی مخالف دمکرانها که با همدیگرهم پیمان بودند ازاین قراربود :


1- افراد یمینی در حدود 150 نفر در «آرپا دره» به سرپرستی هدایت‌الله یمینی
2- افراد یدالله‌ خان بیگدلی قریب به 120 نفر از خان‌های قیدار معروف به اسلحه‌دار باشی
3- افراد افشار، کاظمی و کورانلو در منطقه تکاب و جنوب چهار اویماق
4- محمدحسن خان امیر افشار
 
محمدحسن خان نوه دختری امیر جهان‌شاه خان افشار، بزرگ‌ترین و پرقدرت‌ترین فئودال‌ خمسه در دوره قاجاریه و عوامل حکومت رضاخان بود. در نخستین ماه‌های تحرکات فرقه دموکرات در خمسه، «محمدحسن‌خان» از طرف ستاد ارتش، سلاح و تعلیمات لازمه را می‌گیرد و حتی محمدرضا پهلوی کتبا از وی می‌خواهد که در برابر قیام دموکرات‌ها از منطقه خمسه مسلحانه اقدام نماید و تاکید می‌کند: «یکی از پایه‌های سلطنت ایران همواره بر دوش خاندان تو بوده است».

وی ابتدا به دستور ستاد ارتش نسبت به دموکرات‌ها دم از دوستی و مصالحت می‌زند و در این میان، تعدادی اسلحه نیز نصیبش می‌شود !!! تا روزی که دستور صریح حمله و مقابله صادر می‌شود . وی و افرادش به سایر گروه‌های مقاومت می‌پیوندند و جنگ و گریز از روستاهای کرسف، قیدار و گرماب تا بیجار و همدان ادامه می‌ یابد . محمدحسن خان افشار هم بعد از سقوط زنجان مانند برادران ذوالفقاری مدال و درجه گرفت و مسلسل به دوش و فشنگ به کمر در رژه‌های پیروزی در تهران وتبریز پیشگاه کاخ ‌نشینان شرکت کرد. (97)






محمدحسنخان امیرافشاربه همراه تفنگداران محلی خود برعلیه فرقه دمکرات


با نگاهی به شجره نامه ی ذوالفقاری ها ریشه انها به ذوالفقار خان افشار خمسه ای ا ز طایفه ی ایرلو می رسد. که به نام جد اعلای برادران ذوالفقاری در تاریخ از او یاد می شود. و پسر او محمد علی خان و پسر او حسین قلی خان اول متخلص به مشفق و چاکر و پسر او ذوالفقار خان دوم ازفئودال های بزرگ خمسه سرتیپ دوم و فرمانده افواج محلی کل سواران خمسه در عصر ناصری و جنگ هرات 1273ه.ق که بعدا به لقب اسعدالدوله اول نائل امد و پسر او حسین قلی خان منیع الدوله که بعد از مرگ پدرش لقب سردار اسعدالدوله دوم به ایشان داده شد ..... و لقب منیع الدوله به اولین فرزند ذکور وی احمد خان رسید...... سردار اسعدالدوله که بنای بیرونی عمارت ذوالفقاری منسوب به اوست از چهار همسر خود به نام های  1-  قمرتاج خانم حاجب الدوله  ( دختر فخیم الدوله مظفری نوه مظفر الدوله و عیال رضا قلی خان موسوم به جمیله خانم (واقف مسجد و مدرسه خانم) خواهر ذوالفقار خان اسعدالدوله عیال حسین قلی خان اول که لقب ناظم الدوله داشته است) 2 -  سکینه خانم منور الدوله (دختر سلطان علی خان وزیر افخم) 3 -  بدرالملوک خانم (دختر سلطان علی خان وزیر افخم) ۴- سکینه خانم صاحب 11 پسر و 6 دختر به نام های : احمد خان منیع الدوله - محمو د خان ( معروف به سلطان خمسه - ایل سالار زنجان، نماینده مجلس، رئیس جمعیت شیر و خورشید زنجان) - ناصر  قلیخان  (نماینده مجلس شورای ملی- شهردار تهران- وزیر مشاور دکتر علی امینی- معاون پارلمانی حسین علا (نخست وزیر وقت) رئیس انتشارات و رادیو.)حمید خان - مصطفی قلی خان  (شهر دار زنجان، وکیل مجلس شورای ملی از زنجان، بیجار، رئیس جمعیت شیر و خورشید زنجان – رئیس هیئت فوتبال زنجان)  - امیر حسین خان – امیرحسن خان -  ذوالفقار خان (بیوک خان) - مرتضی خان - رضا خان - هدایت اله خان - اشرف خانم – اکرم خانم- بتول خانم- فخر ایران خانم- پروانه خانم- نصرت خانم گردید .     سردار اسدوالدوله در حالیکه از سن 45 سالگی به علت مرض قند نابینا بود ،  در فروردین ماه 1326 در سن 68 سالگی فوت نمودند.. ایشان پس از فوت برادر خود علیقلی خان اعظم السلطنه پسر ایشان محمد ذوالفقاری  محمد اعظم السلطنه معروف به سلطان محمد، نماینده شورای ملی، معاون آیت ا... کاشانی و نایب رئیس اول مجلس شورای ملی، استاندار اصفهان، استاندار مازندران، سفیر کبیر ایران در افغانستان و سناتور انتسابی محمد رضا شاه.را در کنار دیگر فرزندان خودسرپرستی نمود.(98)


مقاومت درخاتون کندی:


کمیته زنجان دراولین تجربه جنگی خود، جهت مقابله با چریکهای ذوالفقاری ، ستونی از فدائیان محلی به فرماندهی علی نوائی و سرپرستی غلا م حسین خان اصانلو ومعاونت سروان حسن نظری را روانه ی روستای حبش (بخش ما هنشان ) می کند که گویا محمود ذوالفقاری ، ستاد مقاو مت خود را در انجا مستقر کرده بود . فداییان زنجان را بیشتر افراد داوطلب از روستاها و مهاجران یا اشخاصی که به دلایل خاصی به این فرقه گرایش داشتند تشکیل می‌دادند. فداییان ملزم و موظف بودند که علاوه بر حفظ امنیت منطقه در روستاهای جنوبی با گروه‌های مقاومت در جنگ و گریز باشند.

 بنا به گفته بزرگان ومعمرین شهر ، مردم زنجان بارها شاهد بودند که فداییان از مقر اصلی خود واقع در زیر ساختمان فعلی آتش‌نشانی زنجان وسرای سابق حاج تقی شریعتی ( خیابان نواب لشکری سابق ) که در آن زمان میدان میوه و تره‌بار و محل توزیع محصولات کشارزی وباغی وبه ویژه زردآلو بوده به ‌صورت دسته‌های نظامی در خیابان‌های شهر پس از یک رژه و بدرقه سرکردگان فرقه دمکرات زنجان ، عازم نبرد می‌شدند و هر از چند گاهی نیز برای سرگرم کردن مردم ، دستگیری محمودخان ذوالفقاری را شایعه می‌کردند و با سرودهای خود قوت و نیروی دوباره می‌گرفتند:


یاشاریق یاشا، رهبریمیز (ما زنده‌ایم، زنده باشی‌ای رهبر ما) وطن یولوندا قوربانیق بیز (ما قربانی راه وطن هستیم)
گیردیق میدانا مرد مردانا (مرد و مردانه وارد میدان شدیم )
دوشمنی یوردوق باسریق قانا (دشمن را خسته کرده و به خاک و خون کشیدیم)


هر داغدا، داشدا، ظفرله یازدیق (بر هر کوه و دشتی با پیروزی نوشتیم)
سلام آنامیز، آذربایجانا، آذربایجانا (سلام بر مام وطن آذربایجان...آذربایجان) (99)


  .....  بعد از سقوط قرارگاه حبش – جنگجویان ذوالفقاری به طرف گروس و همدان عقب نشینی کرده و در این فاصله ، فدائیان باعث سقوط قولتوق(زادگاه ذوالفقا ری ها) ، سعید اباد و خوئین شده و این روستا ها به فاصله چند روز به تصرف فرقیون در می اید و پاسگاه های فرقه تشکیل شده و قرارگاه اصلی فرقه (بخش ایجرود) در قولتوق شکل می گیرد. (100) در یکی از این جنگها یونس علی زاده (مهاجر- کارگرسابق راه اهن باکووزنجان) از مامورین حزبی سازمان فرقه دمکرات زنجان در قره بولاغ به اسارت محمود ذوالفقاری در می اید...... و ایشان جهت معاوضه وی با علی اکبر توفیقی تلاش می کند که این امر میسر نمی شود و با اعدام توفیقی توسط فرقویان ، علی زاده هم توسط یاران ذوالفقاری تیر باران صحرایی می گردد.(101)

 در این کشاکشهای نظامی وجنگ وگریزها میان رعیت های ذوالفقاری وفدائیان حوادثی اتفاق می افتد ودر روستای حلب ، رسته های ذوالفقاری مقاومت زیاد از خود نشان داده و چند فدائی اسیر شده و توسط ذوالفقاری ها اعدام می شوند. بعد از یورش دوباره فدائیان ، حلب هم سقوط می کند و تفنگداران محلی به قلعه ی مستحکم روستای ینگی کند جامع السرا راهی می شوند که این روستا هم سقوط کرده و یاران محمود خان ذوالفقاری بعد عبور از پل ینگی کند و ازطریق قزل اوزن ، به طرف همدان رهسپار می شوند.(102) ولی 50 نفر از رعیتهای مسلح ذوالفقاری ، به اسارت فد ائیان وچریکهای  غلامحسین خان اصانلو در می ایند. و سر از زندان فرقه دمکرات در می اورند و به انتظار محاکمه و تشکیل دادگاه صحرایی می نشینند.!! (103) درباره ی اهمیت این پل ، یعنی ینگی کند (رودخانه ی قزل اوزن)در زمان خود ، باید گفت که بعد از انهدام چشمه ی دوم ان به وسیله ی ذوالفقاری ها در جنگ با دمکرات ها ، راه کردستان به تهران از طریق زنجان ، 18سال بسته می ماند .......(104)






محمود ذوالفقاری




اقای سلطان محمود ذوالفقاری (( ........که اهالی زنجان ،  عمارت کلاه فرنگی بیرونی ذوالفقاری را به نام این خان بزرگ طایفه ذوالفقاری می شناسند و بسیاری از مردم میانسال زنجان خاطرات عزاداریهای زنجان را همواره با یاد محمود خان وخانه و باغ او نقل می کنند.... و {برخلاف نظرتعدادی ازمردمان خمسه که می پندارند مبارزه ایشان با حزب توده درزنجان و به خصوص خاتون کندی که لنینگراد دوم نامیده  شد ه است ، نه به جهت وطن پرستی ودفاع از مردم ونوامیس آنها ، بلکه ابتداء برای حفظ املاک وثروت خود ودوم برای خوش خدمتی به ارباب خود،رژیم  منحوس پهلوی صورت گرفته است.......} برای بسیاری از مردم اصیل زنجان یک سردار ملی محسوب می گردد و شعرهایی نیز به زبان ترکی از رشادتهای  سلطان محمودخان معروف به کوراوغلو !!           ( ( koroglu )) در دوران نبرد او بافرقه دمکرات ساخته اند و بعضاً هنوز آنها را درحافظه خود دارند ...... مع الوصف شهرت سلطان محمو خان بواسطه مقاومتی است که در واقعه آذربایجان بین سالهای 1324 تا 1326 از خود نشان داد . محمو خان ذوالفقاری که به عقیده برخی افراد خاص وعام !! بااوبعد ازانقلاب رفتارخوبی صورت نگرفت ، در سال 1366 بر اثر سکته قلبی در تهران و در سن 81 سالگی و در گمنامی ودر...... فوت نمود و در کنار پدرش سردار اسعدالدوله زنجانی در مقبره خانوادگی ذوالفقاری ها در امامزاده عبدالله تهران به خاک سپرده شد.)) ........ در این جنگ های ابتدایی ، ازسپاه فدائیان حکومت خودمختار شکست خورد و قشون او متفرق گردید. او به گرماب رفت و نظامیان  خود را که بیشتررعیتهای وی بودند ، دوباره سازماندهی کرد. خرج قشون او را محمد حسن خان افشار می داد ، البته از همدان و دولت هم به او مساعدت می شد.(105) روایت است که ایشان هر دانه گلوله را به قیمت یک تومان از بعضی افراد خوش حساب تهیه می نمود!!.(106) در ادامه کارودر فاصله این جنگ های ملی و میهنی در طول سال های 25-1324که در منطقه کردستان و.....جریان داشت و تفنگ چی های ذوالفقاری و محمد حسن امیر افشار در این جنگ ها شرکت داشتند ، نزدیک به 2500نفر از هموطنان دلیر کرد به این مبارزان پیوستند!!!.(107)


شاید یکی از تاریخ سازترین جنگ های محلی در ولایت خمسه مربوط به جنگ خاتون کندی (خات کندی) باشد که منابع مختلف ، به دلیل اهمیت ان بدین موضوع پرداخته اند و ما وقع ان در ان روزگار  ودرتبریز هم مکتوم نماند..... با اعلام تشکیل ارتش حکومت خود مختار ملی اذربایجان ، در نخستین عملیات این سپاه جدید به فرماندهی غلام یحیی دانشیان  وی در 17بهمن ماه 1324 وارد زنجان گردید و همراه خود حاتمی ، مرتضوی و محمد علی رامتین را به زنجان اورد و فرماندهی فدائیان را به حاتمی و فرماندهی ستاد را به حسن نظری سپرد و مرتضوی اجودان وی تعیین گردید.(108)


با ورود غلام یحیی که تعدادی مهاجر قفقازی مقیم سراب و میانه و.... اورا همراهی می کردند ، بلافاصله 200 نفر سرباز وظیفه (قشون قزلباش) به همراه ژنرال جعفر کاویان (وزیر ارتش توده ای حکومت اذربایجان) به زنجان وارد می شوند.(109) و در یک شرایط جوی نامساعد در 28 بهمن سال1324شمسی ، عملیات سربازان وفدائیان حکومت فرقه علیه دژخات کندی شروع  می شود .....  با اوج گیری جنگ ، عده ی بی شماری از فدائیان کشته و زخمی شده و سروان حاتمی و مرتضوی  (فرماندهان ستون فدائیان ) جهت مداوا به بیمارستان شوروی در تبریز فرستاده شدند (110  در بیشتر عملیات تهاجمی و دفاع، غلام‌ یحیی فرماندهی فداییان را به عهده داشت. قوای دموکرات چندین بار به فرماندهی ژنرال غلام‌یحیی دانشیان به خاتون‌کندی حمله کردند که موفق نشدند. رفته‌ رفته کار سلطان محمود خان بالا گرفت . خود دموکرات‌ها به جدی بودن مقاومت ذوالفقاری‌ها پی بردند و خاتون‌کندی را «بالا استالینگراد» یعنی «استالینگراد کوچک» نام نهادند (111)





غلام یحیی دانشیان



در این جنگ محسن وزیری ، یکی از خان زادگان زنجان  (عضوکمیته ولایتی خمسه زنجان ) که پسرعمه ذوالفقاری ها بود و به صفوف فدائیان پیوسته بود کشته شد.(112) ......و با اجرای مراسم رسمی وچاپ مقاله وعکس و زندگینامه وی در روزنامه محلی اذرارگان دمکراتهای زنجان ازمحسن خان وزیری تجلیل به عمل امد !! (113)

بعد از سقوط حکومت فرقه دمکرات ، حسن نظری (سرکرده فدائیان زنجان) در دیداری که با ناصر قلی خان ذوالفقاری در فرانسه داشت ، ناصر خان در تشریح مسائل سری جنگ خطا کندی!! رو به نظری می گوید : یکی از تفنگداران غلا م حسین خان اصانلو (افسر فرمانده فرقه دمکرات زنجان) همان شب خبر حمله عنقریب شما را به ما رساند و ما در حال بیداری بودیم و توانستیم شما را غافلگیر کنیم. !!(114) ..... مشهور است که تیمور بختیار چندین بار به دست فدائیان محلی دمکرات خواه اسیر شد ولی سیاست ناپایدارومواضع  چند جانبه ی رهبران حکومت اذربایجان باعث اختلاص تیمور گردید (115) وهمچنین غلام حسین خان اصانلو به روایتی می توانست در چندین مورد اقای ذوالفقاری را اسیر کرده ویا با گلوله به قتل برساند که این کار را هیچگاه انجام نداد!!! ودر مقا بل این مواضع لرزان فرقیون!! زلفعلی قلیزاده ی دنیا دیده روبه فدائیان کرد ه می گوید:  یولداشلار!! یک خان هرگز خان دیگر را نمی زند!!! (116) وبر همین اساس بعد از شکست حکومت فرقویان ، روستا های مربوط به ایل اصانلو بنا به روایتهای محلی، از تعرض  وغارت توسط تفنگداران ویاران ذوالفقاری مصون  می ماند!!!

بعد از جنگهای جنوب زنجان  وپاکسازی این مناطق ازفئودالها ی مخالف فرقه چی ها ، فدائیان وارد بخش افشار ، قیدار ، گروس ، سهرورد و ... شدند و با کمک توپهای کوهستانی به فرماندهی سروان رصدی (ارسالی از تبریز) توانستند املاک و خانه های خوانین این منطقه (اسلحه دارباشی ، محمد حسن و محمد حسین خان افشار، مجدالسلطان بیگدلی ، خسروخان افشار، فتح الله خان بیگدلی ، سردار فاتح ، حسنعلی خان افشار، علی اکبر خان بیگدلی ، نصرت الله خان مقدم و... ) را تصرف کرده و عده ای را به نابودی و کشتن بدهند.(117)

بعد از نوروز 1325 شمسی ، از تبریز مدالهای 21 اذر به فعالین فرقه و فدائیان اهداء شد و به پرسنل شهربانی ، به ریاست زلفعلی قلی زاده درجه هایی اهداء گردید و یک تن گندم ،30 کیلو شکر و 40 گز پارچه چیت به فعالان  وکارمندان کمیته محلی زنجان ، به عنوان حقوق پرداخت شد وهم چنین افسران توده ای شاغل در قشون حکومت خود گردان ارتقاء درجه یافتند.!!(118)


رفتن دکترجهانشاهلواززنجان :


.....در بهمن ماه1324 شمسی روزنامه اذر، ارگان عقیدتی کمیته ولایتی خمسه ، تحت عنوان یک مطبوعه خبری ، سیاسی و به زبان ترکی با مدیریت منوچهر سعید وزیری فرزند (علینقی سعید وزیری – سعیدالسلطان ) که مدتی در زندان فرقه به سر برده بود و با نظارت مستقیم نصرت باقروف ((افسرسیاسی روسها، تحصیل کرده رشته روزنامه نگاری  با ادبیات بادکوبه ای!! از بستگان میر جعفر باقراف ، عضو سازمانهای امنیتی شوروی که درزنجان با سمت سیاسی{ کامینداتور= فرماندار} از طرف روسها حکومت می کرد!! )) منتشر گردید. منوچهر سعید وزیری بعد از دستگیری به دست فرقه زنجان  درزمستان1324ش، به تبریز فرستاده شد و در یک شرایط تحمیلی ، بعد از ملاقات با افسران شوروی و پیشه وری مجبور به همکاری با فرقیون گردید. (119) پیشنهاد این کار را مرحوم برهان السلطنه دارایی به دکتر جهانشاهلو داده بود تا یک غیر همشهری و غیر زنجانی ، سخنگوی نشریه اذر و مردم زنجان نشود و این توفیق اجباری گریبان سعید وزیری را گرفت.!!! این نشریه در مطبعه ی حاج شیشه چیان چاپ می شد و در سمت چپ روزنامه عنوان اذر نوشته شده بود(بو روزنامه اذربایجان دمکرات فرقه سن زنجان ولایت کمیته سینین اورگانیدر) و بعد از تسخیر زنجان از سوی نیروهای دولتی از انتشار باز ماند و به تاریخ پیوست.(120) ..... هم زمان با انتشار اذر ، دکتر جهانشاهلو افشار از مقر حکومت زنجان (فرمانداری) جهت معاونت نخست وزیری دولت خود مختار اذربایجان ، به تبریز رهسپار گردید و مسئولیت تاسیس دانشگاه تبریز را هم بر عهده گرفت.!!

....... ظاهرا سران رژیم فرقه دمکرات ، دکتر جهانشاهلو(صدر سازمان فرقه دمکرات زنجان) را به خاطر مسا محه در جنگ با ملاکین وچریکهای گروه مقاومت وعشایر دولت خواه خمسه  واینکه درهر صورت او پسر یک زمین سالار ویک فئودال زاده بوده و گرچه اینک خصلتهای کارگری  دراو نمود پیدا کرده ورهبر زحمتکشان وانقلاب پرولتری شده است ،  (دکتر جهانشاهلو موارد و موضوعات مورد علاقه اش در زنجان کم نبود ، من جمله حفاظت رابطه اش با املاک وسیعی که در زنجان داشت) ولی طبق اصل معروف (زلفعلی قلیزاده گاریچی رئیس وقت شهربانی زنجان که یک خان هرگز خان دیگررانمی کشد .....!!!) دکتررا به صورت محترمانه وادار به تبعید به مقر حکومت مرکزی فرقه چیان  درتبریز کردند تا ژنرال غلام یحیی دانشیان به عنوان حاکم سیاسی ونظامی و سرتیم عملیاتی دمکرات ها درزنجان وارد عرصه شده وحرکات قهرامیز و اعدامها را بر علیه خوانین ورجال شهر به همراهی محمد علی رامتین!!! شدت بخشد (همینطورهم شد !! وزمینها ودهات خانواده دکترجهانشاهلو ازسوی حکومت غلام یحیی درزنجان خمسه مصادره انقلابی گردید !!) . .......ودکتر جهانشاهلو هم ، زیر دیده گان سران دولت خود گردان اذربایجان  باشد (121) ودست از پا خطا نکند!!! واهالی خمسه ، جهت عارض شدن از وضع نابسامان خود وبعد ازجلوس غلام یحیی به راس حکومت محلی درزنجان ، راهی دفتر کار جهانشاهلو درعا لی قاپو درتبریز گردند !! (122)


اولین قربانیان دولت خود مختاریت مدنی :


حکومت فرقه دمکرات در زنجان در شب چهار شنبه سوری (28/12/24) برای اولین بار ،چهار نفر از اهالی شهر  را در پشت کارخانه کبریت زنجان به اتها م کمک و همکاری با محمود ذوالفقاری و محمد حسن خان امیر افشار جهانشاهی و خیانت به فرقه دمکرات اعدام کرد . این افراد که در همان اول سقوط زنجان دستگیر شده بودند و در زندان حکو مت بسر می بردند عبارت بودند :1- حاج علی اکبر خان توفیقی ( اولین رئیس بلدیه زنجان )که حکومت فرقه دمکرات با وی کهنه حسابهای قدیمی داشت یعنی در جریان انقلاب بلشویکی روسیه و دسته بندی های باد کوبه ، جناب توفیقی در قفقاز به دسته بلشویکها و حزب عدالتی ها نه گفته بود !! (123) و همچنین به جرم سازماندهی نمایشات ،ایجاد بی نظمی ،جمع اوری اعانه و اسلحه برای گروه مقاومت ذوالفقاری و خیانت به فرقه دمکرات اذر بایجان مورد محاکمه قرار گرفت (124) ( بنا به گفته ی افراد پرسن وسال زنجان: مرحوم علی اکبر توفیقی  که در ایا م جوانی جهت تحصیل وتجارت دردوره تزاریسم راهی کشور روسیه شده بود دربحبوحه انقلاب بلشویکی وکارگری دران کشوراز سران محلی ان جنبش دربادکوبه جهت راه اندازی تشکیلات کارگری وهسته های انقلابی پولی دریافت کرده وروانه ایران می گردد وایشان با این پول در ولایت خمسه (زنجان) چندین روستا برای خود می خرد و در ادبیات شفاهی زنجان قدیم به علی اکبرخان تبدیل می شود!!! وبا ظهور حزب توده وفرقه دمکرات در زنجان شروع به مخالفت وسمپاشی می کند ودر نهایت به اتهام خیانت به خلق !!اعدام می گردد) هژیرپلاسچی درروزنامه جام جم درمطلبی تحت عنوان شهری با رخت سپید ، ضمن اشاره به تاریخچه بنای رختشویخانه ، می نویسد :  ........ اما علي اکبر خان توفيقي که بوده است؛ علي اکبر توفيقي در جواني سوداي انقلاب در سر داشت . او يک انقلابي چپگرا بوده که با کمينترن هم ارتباطي داشته است . در جريان همين ارتباط است که توفيقي مبلغي پول از کمينترن دريافت مي کند تا بتواند يک تشکيلات انقلابي راه اندازي کند. پول که به دستهاي علي اکبر مي رسد، سوداي انقلاب را از دل مي زدايد و با آن مبلغ چند پارچه روستا مي خرد تا از آن پس بشود علي اکبر خان توفيقي ! علي اکبر خان از آن پس سر بر آستان حکومت وقت مي سايد و همين است که به عنوان اولين شهردار زنجان يا همان رئيس بلديه منسوب مي شود. در همين دوران است که علي اکبر خان دستور مي دهد بناي رختشويخانه در قامت بناي فعلي ساخته شود تا زناني که لباسهاي خانواده معمولا پرجمعيت شان را مي شستند بتوانند از آن استفاده کنند. آن چند پارچه روستا، اما بالاخره کار دست انقلابي ديروز و خان امروز مي دهد. فرقه دموکرات آذربايجان که در سال 1324 در زنجان مستقر مي شود، رئيس بلديه را بازداشت مي کنند و در شب چهارشنبه سوري ، پشت کارخانه کبريت به همراه 3 نفر ديگر او را تيرباران مي کنند. بناي رختشويخانه اما مي ماند تا شما بتوانيد در يک سفر کوتاه به زنجان از ديدن آن لذت ببريد. .... (125)  2 - مهدیقلی شاهرخی (دادستان شهر زنجان ) به جرم پرونده سازی برای توده چی های زنجان و وطرفداری از ملاکین (126) 3- دکتر ادوارد (دندان پزشک ارمنی ) به جرم جاسوسی برای محمود ذوالفقاری !!! (127)4- حسین قلی کریمی ( کدخدای روستای چیر ) مباشر محمود خان ذوالفقاری ، اذیت کردن روستایان و جماعت رعیت (128) و.......که بعد از رسیدگی به اتهامات انها در کارخانه کبریت زنجان در یک دادگاه صحرایی و با حضور سا لداتهای روسی تیر باران شدند و اجساد انها به روستای سارمساقلو حمل گردید ودر انجا مخفیانه به خاک سپرده شدند .بعد از رفتن  دمکراتها اززنجان  اجساد فوق توسط اهالی شهر به زنجان اورده شد ه و در قبر ستان بالا دوباره دفن گریدند !!! (129) بنا به ادعا و نوشته یکی از رجال سیاسی و مطبو عاتی شهرمان وصاحب امتیاز وقت روزنامه اذر!! (منوچهرخان سعید وزیری) در شب چهارشنبه سوری قرار بود حاج حسین علی صدیقیان از بازاریان مشهور زنجان هم به همراه لیست یاد شده  تیر باران صحرایی گردد که  این کار به سرانجام نمی رسد !! وبا درخواست علینقی خان سعید وزیری وهمت  خود جناب منوچهر خان سعید وزیری  وجوانمردی !!( سروان باقراوف روسی) که با دفتر ژنرال سلیم اتا کیشی اف (رئیس سازمان امنیت اذربایجان قفقاز) تماس می گیرد و به این ترتیب موجبات رهایی حاج حسینعلی صدیقیان از مرگ حتمی فراهم می شود .!! (130) .....این حکایت تاریخی برای همشهریان قابل درک است که چگونه روسها در تشکیلات فرقیون وسرنوشت مردم زنجان دخالت مستقیم داشتند!!؟





دسته دوم قربانیان سازمان فرقه در زنجان در دومین روز عید نوروز  (2/1/1325)به جو خه اتش سپرده شدند .54 نفر در این روز به دست ژنرال غلام یحیی دانشیان (حاکم سیاسی و نظامی زنجان ) مورد محاکمه قرار گرفتند که 50 نفر از انها در جبهه ینگی کند جامع السرا به عنوان رعیتهای تفنگ دار سلطان محمود ذوالفقاری به اسارت فدائیان در امده بودند . و 4 نفر دیگر (اصغر مشکینی بچه دروازه رشت – سید علی اکبر – حمید – حبیب ) به جرم میل پیوستن به اردوگاه  نظامی ذوالفقاری وبنا به روایتی  از روح الله صفدری  مندرج در موج بیداری در جبهه جنگ  دستگیر شده بودند . 4 نفر فوق که زنجانی بودند به دستور مستقیم غلام یحیی دانشیان ، درپشت هشتی  کارخانه کبریت زنجان تیر باران گردیدند (131)





غلام یحیی دانشیان حاکم سیاسی ونظامی زنجان
به همراه معاون سیاسی خود علی شمیده


دسته سوم اعدام شدگان از سوی کمیته ولایتی زنجان به دستاویز ایجاد امنیت روانی و اجتماعی صورت گرفت .....  دموکرات‌ها  که ظاهرا به تامین امنیت شهر اهتمام تام داشتند و شاید براساس همین برنامه بود که در همان ماه اول تسلط خود، دو نفر از زندانیا ن سابقه ‌دار به نامهای ابی پسر حاج خیر علی از اهالی( محله دباغها) و مهدی پسر ملان را در سبزه‌میدان زنجان به چوبه ‌دار سپردند. قرار بود هر دو نفر را از چنارهای مقابل شهربانی حلق‌آویز نمایند . یکی بر بالای چنار می‌رود و «حکم دادستان زنجان- اوحدی» اجرا می‌شود و دیگری با شکسته شدن شاخه‌ها وبه نقل قول معمرین زنجان به علت پاره شدن طناب دار به زمین می‌افتد و به داخل شهربانی پناه می‌برد اما گلوله‌های فداییان او را نیز از پای درمی‌آورد.


 شدت عمل فرقیون  و........ موجب شده بود که  دزدی ها وجیب بری ها به حداقل خود رسیده وخاطیان ، مسکری خوران ، قاچاقچیان، باج خورها ،چاقو کشان ،معتادین ، محتکران ، گران‌فروشان وبدکاره ها و.....حساب کار دستشان بیاید وبسیاری ازاین افراد مجبوربه ترک شهرگردیده ...... در آن یک سال قحطی و تنگی و گرانی ناشی از ناامنی، شهرتمام وکمال  کنترل شود . (132)

[ چهارشنبه 1391/01/02 ] [ 13:21 ] [ فرج الله داودی ] [ ]